السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)

208

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)

هر پوشيده و آشكارى باز نمود بطوريكه اشخاص را در حال ارتكاب گناهان و منكرات مشاهده كرد و بر آنها نفرين نمود تا به هلاكت رسيدند . خداوند به ابراهيم وحى فرستاد كه اى رسول من از نفرين بر بندگان من دست بردار چرا كه من خداى مهربان و با گذشتى هستم ، گناهان بندگان زيانى را متوجه من نمىسازد همچنانكه بندگى و طاعت آنها نفعى را عايد من نخواهد ساخت و من به مانند تو براى غلبه بر خشم خود به عذاب بندگانم نخواهم پرداخت و من در كار تدبير جهان به شريكى اين گونه احتياج نخواهم داشت من بندگانم را به سه روش تدبير خواهم كرد . اول آنكه آنها توبه خواهند كرد و من نيز از گناهان آنها خواهم گذشت و عيوبشان را خواهم پوشانيد . دوم آنكه از عذاب آنها صرف نظر خواهم كرد چرا كه مىدانم در اصلاب آنها فرزندان مؤمن و متقى آرميده‌اند و حتى در اين زمينه بر پدران و مادران كافر نيز ترحم خواهم نمود تا آن فرزندان به دنيا آيند و چنانچه هيچيك از اين دو حالت به منصه ظهور نرسد آنگاه عذابى به مراتب دردناكتر از آنچه تو بر بندگانم خواسته‌اى را بر آنها نازل خواهم نمود . بنابراين تو اى ابراهيم من و بندگانم را به خويش واگذار چرا كه من پروردگار جبارى هستم با حكمت خويش به تدبير امور انسانها مىپردازم و قضا و قدر خويش را در مورد آنها جارى مىگردانم . [ 1 ] آنگاه ابراهيم مردارى را در كنار ساحل دريا مشاهده كرد . كه قسمتى از آن داخل آب و قسمتى ديگر در خشكى قرار گرفته بود . حيوانات دريايى گاه قسمتى را كه داخل آب قرار داشت طعمه خويش مىساختند و چيزى نمىگذشت كه آن قسمت جزء لاينفك حيوانات مختلف شده و آن حيوانات بعد از چندى خود طعمه حيوانات ديگر مىشوند . همچنين قسمتى كه در خشكى قرار داشت وضعيتى مشابه با قسمت داخل آب داشت . ابراهيم ( ع ) با تعجب به خداوند عرضه داشت أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى چگونه است كه همواره حيوانات بطور تسلسل مردار خويش را طعمه يكديگر مىگردانند و خداوند در پاسخ ابراهيم فرمود : قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي يعنى براى اطمينان دل و يقين حسى بتوانم جزئيات اين

--> [ 1 ] احتجاج - ص 35 و تفسير امام فخر رازى - ص 212 .